شهید حمید عزمی که از پدر و مادری متدین و متقی بود در سال ۱۳۴۷ در شهرستان کاشمر در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود همراه با تولد خود سرور و شادمانی به همراه آورد وی دوران کودکی را سپری کرد تا اینکه به سن ۷ سالگی رسید و پا به مدرسه گذاشت در دوره ی ابتدایی بسیار مهربان و با گذشت بود تا اینکه وارد مدرسه راهنمایی شد در این زمان زمزمه های انقلاب به گوش می رسید لذا به ندای امام امت لبیک گفت و خالصانه قدم در راه اعتلای حق و برقراری جمهوری اسلامی گذاشت شهید حمید عزمی تا حد توان و و با شور و شوق زیادی در راهپیمایی های زمان انقلاب اسلامی شرکت می کرد و فداکاری های او چشم دیگران را به سوی خود خیره کرده بود با شروع جنگ تحمیلی عزم نبرد با متجاوزین را نمود ولی به علت سن کم مسئولان او را منع می کردند علاقه شهید به جبهه شهادت به قدری بود که وقتی نتوانست به جبهه برود به خانه آمد و گریه می کرد و روی شیشه پنجره اتاق نوشته بود شهید حمید عزمی . با ورود شهید به دبیرستان و اشنایی با انجمن اسلامی و بسیج دانش آموزی عطش زیادتر در او ظهور کرد تا اینکه عاشقانه در پایگاه مسجد محله به فعالیت پرداخت و همه دوستان او را به شجاعت و فداکاری و گذشت می شناختند . تا اینکه مادر شهید با اجازه پدر شهید ، حمید را به بسیج بردند و شهید عزیز دست مادرش را بوسید و گفت من از شما همین را می خواستم و بعد از این به آموزش اعزام شد و بعد از آموزش و کسب حلالیت از والدین و دیگر دوستان با بدرقه مادر عازم جبهه شدند و در منطقه تخریب چی شدند تا اینکه در عملیات و الفجر ۳ که از طرف بسیج اعزام شده بود و با مسئولیت تخریب چی در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش و مین به درجه رفیع شهادت نایل آمد .
دیدگاه های ثبت شده: